هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

445

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

و ثغور « 1 » ممالك با خاك يكسان شده‌اند ، نه فقط آراى شرقيهء ما اسباب « قناعت » ما شده ، بلكه پيوسته مايل و طالب منفعت و خير « حكومت خوب » هستيم و در حقيقت ، خيلى هم به كار ما خورده [ است ] . پس آيا در تفحص حكمت‌هاى « پلتكيه » غريبه ، بايد در اماكن خراب مسافرت نمائيم ؟ آيا بايد در تجسّس قواعدى برآئيم كه تقريبا خليع العذارند « 2 » و جلوشان را نمىتوان گرفت و تبعيت جمهور را نمىنمايند . حتى اغلب علم « خودسرى » برپا مىنمايند . خير ، اين سؤالات خيلى اهميت دارند . برويم سر مطلب . چون « هندوستان » و « انگلستان » سال به سال ، به يكديگر ، به واسطهء « كشتى بخار » و « قوهء الكتريك » نزديك‌تر مىشوند و هر سال اين دو قوّه به اهميت و كمال مىرسند ، اهل بىقرار مملكتين براى جستجوى و تلاش ترقّى ، هر سال از ديدار يكديگر بهره‌مند مىشوند . « هندوستان » ، به واسطهء اراده‌اى كه قائم‌مقامان دولت در مدّنظر دارند ، مضطرب شده ، امّا اين نوع حكومت را بسيارى از « عقلا » و « دانشمندان » سلسلهء ما متفق‌اند كه مخصوصا براى عواقب امور « هندوستان » خيلى مناسب خواهد بود . از گوش خود مىشنويم كه ترقّى اين ملك منوط به اين است كه مذاهب مختلفه به سرزمين ما بيايند ، خصومت مذهبى را كنار [ و ] اختلافات اديان را پشت‌پا بزنند و افكار ملّتى و معاشرت با يكديگر را وسعت بدهند تا مملكت ترقى نمايد . از طرفى نيز « سياحان معتبر فرنگ » ، به درستى و راستى ، ما را متيقن « 3 » مىنمايند كه حكومت منتخبه [ اى ] كه در « فرنگستان » است ، چنين مىنمايد كه ضررش بيش از نفعش است و هم قانونى كه دارند رو به « زوال » و « انهدام » است و اگر بالفرض ، خود اجزا [ هم ] باقى بمانند ، بلاشائبه « 4 » « ريب » و « شكّى » ، رشتهء معاشرت و مناظرشان ، از

--> ( 1 ) . جمع ثغر ، به معنى سرحدها و دربندها و مرزها . ( 2 ) . سركش ، سرخود ، بىشرم ، ناپاك ، خودسر . ( 3 ) . به يقين دانسته ، بىگمان داننده ، محقق و ثابت ، قدر مسلم . ( 4 ) . بدون شائبه . ( شائبه به‌معناى آميختگى و عيب است ) .